صفحه اصلي | تماس باما | مدير سايت | نظرات | ورود | عضويت
امام علی علیه السلام فرمودند: پيامبر خدا در دهه آخر ماه رمضان ، بستر خود را جمع مى كرد و كمرش را مى بست

معرفي





آيا فرمان بندگي مخالفت آزادي انسان‌ها است؟

آنکه گريزد ز خراجات شاه                  بار کش غول بيابان شود

‏ابتدا ببينيم عبادت هدف است يا وسيله؟

عبادت هم هدف است و هم وسيله، به اين معنى که خود عبادت هدف زندگى است «قُلْ إِنَّ صَلاتِي وَ نُسُکِي وَ مَحْيايَ وَ مَماتِي لِلَّهِ رَبِّ اَلْعالَمِينَ بگو نماز و عبادات و زندگى و مرگم همه از آن خداى پرورنده جهانيان است»، 1

مضمون اين آيه به طور اختصار اين است که تمام «من» از آنِ خداى سبحان است و اين هدف زندگى انسان در دنيا است که خداوند آن را عبادت و بندگى ناميده و فرموده است: «وَ ما خَلَقْتُ اَلْجِنَّ وَ اَلْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ» 2

و از طرفى عبادت وسيله است، وسيله رسيدن به يقين و کمال «وَ اعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّى يَأْتِيَکَ اَلْيَقِينُ» 3  و کمال هر موجود و از جمله انسان در عينيت يافتن و به ظهور رسيدن تمام استعدادهاى نهفته آن موجود است. و بى‏شک در ميان استعداد انسان تحقق يافتن خواست‏هاى مادى و حيوانى را نبايد در شمار کمالهاى انسانى به شمار آورد، زيرا اين خواستها بين انسان و حيوان مشترک است و در اين مرحله انسانيت انسان بالقوه است و حيوانيت او بالفعل شده است، انسانيت انسان زمانى به فعليت مى‏رسد که استعدادهاى جان و روانش شکوفا شود و به کمال و لذت بى‏پايان دست يابد بنابراين مقاصدى را که يک انسان در فرايند زندگى دنبال مي‌کند همه يکسان نيستند، برخى از اين هدفها، مقدماتى و زمينه‏ساز براى نيل به هدفهاى بالاترند و برخى هدف نهايى و اصيل به شمار مى‏روند.

اگر آدمى نخواهد بنده کسى باشد تنها از يک راه ممکن است و آن بندگى خداست.آنگاه است که آدمى از قيد همه زنجيرهاى بندگى و بردگى رها شده و با بى‏نهايت هم آوا مى‏شود، ليکن آنکه از بندگى خدا سر برتافت گرفتار بندگى نفس و شيطان و بردگى در برابر دريوزگان مى‏شود

در اين ميان عبادات همان طور که هدف زندگى است، از طرفى هدف مقدماتى است، به تعبير ديگر وسيله است براى رسيدن به هدف برتر و که همان کمال انسان و شکوفا شدن استعدادهاى جان آدمى است که اوج آن رسيدن به قرب پروردگار مى‏باشد و آن مقامى است که انسان به ذات اقدس الهى رهنمون مى‏شود و در جوار رحمت الهى استقرار مى‏يابد. «إِنَّ اَلْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَ نَهَرٍ. فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيکٍ مُقْتَدِرٍ؛ به راستى که پرهيزکاران در باغ‏ها و جويبار در جايگاهى راستين نزد پادشاهى مقتدرند»، 4

خلاصه آنکه هدف نهايى انسان کمال است و کمال انسان به شناخت خداست و معرفت هر شخص به ميزان قرب او به خداست و تقرب با سير الى الله ممکن است و عبادت  بندگى و سرسپردگى محض در برابر خدا  طريقه سير الى الله است.

عبادت کردن هيچگونه منافاتي با اصل آزادي انسان ندارد زيرا انسانهايي که خداپرستند با اختيار خود آن را انجام مي‌دهند و خداوند در انتظار عبادت کسى نيست و عبادت و طغيان بندگان نفع و ضررى براى خداوند ندارد. قرآن مجيد در اين باره مى‏فرمايد: «وَ مَنْ يَنْقَلِبْ عَلى‏ عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اَللَّهَ شَيْئاً؛ هر کس به جاهليت و گمراهى پسروى کند هرگز خدا را زيان نمى‏رساند»، 5

انسان آزاد يعنى آزاد از بندگى و بردگى خلايق، که آنان نيز مثل او، همه بندگانى تهيدست و فقيران درگاه الهى‏اند، اما اختيار آن گونه که از دايره قدرت خدا نيز رها باشيم نه مطلوب است و نه ممکن.

اما عبادت فلسفه‏هاى ديگرى نيز دارد که به اختصار به برخى از فلسفه‏هاى آن اشاره مى‏شود:

1- تربيت و سازندگى؛ عبادت و ارتباط با خدا در رشد کمالات انسانى، پرورش فضائل و مکارم اخلاقى و تنظيم مناسبات انسانى و اجتماعى نقش فوق العاده‏اى دارد.

2- آرامش روحى و روانى؛ از ديدگاه روانشناختى ارتباط با خدا، انس با خالق هستى و گفتگو با آفرينشگر عالم و آدم از بهترين عوامل آرامش روانى و مقابله با اضطرابات درونى است.

3- ايجاد روح اميد و نشاط؛ يکى از ديگر کارکردهاى روانشناختى عبادت، احساس اميدوارى است، زيرا کسى که با خدا در ارتباط است، خود را در زندگى تنها و بى‏پناه نمى‏يابد. از اين‌رو روانشناسان معتقدند که دين و عقايد و مناسک دينى باعث کاهش رنجهاى انسان و بويژه غم و رنج تنهايى در کوير خشک زندگى و در برخورد با ناملايمات و دشواريها است. آرى عبادت آدمى شور و نشاط، اميد و قدرت بردبارى و مقاومت در برابر سختيها عطا مى‏کند.

4- آثار حقيقي؛ اعمال انسان داراى اثر تکوينى و حقيقى در حيات جاودان آدمى است. به عبارت ديگر بهشت و دوزخ يک امر قراردادى و اعتباري نيست، بلکه حضور و تجسم خود عمل انسان است.

 

اگر آدمى نخواهد بنده کسى باشد تنها از يک راه ممکن است و آن بندگى خداست. در اين صورت است که آدمى از قيد همه تعلقات و زنجيرهاى بندگى و بردگى رها شده و با بى‏نهايت هم آوا و هم سخن مى‏شود، ليکن آنکه از طرق بندگى خدا سر برتافت گرفتار بندگى نفس و شيطان و بردگى در برابر دريوزگان مى‏شود:

آنکه گريزد ز خراجات شاه                  بار کش غول بيابان شود

اين که انسان آزاد و مختار آفريده شده است، يعنى آزاد از بندگى و بردگى خلايق، که آنان نيز مثل ما، همه بندگانى تهيدست و فقيران درگاه الهى‏اند، اما اختيار آن گونه که از دايره قدرت خدا نيز رها باشيم نه مطلوب است و نه ممکن.

براى آگاهى بيشتر در اين زمينه ببينيد: 

1- فلسفه و هدف زندگى، استاد محمد تقى جعفرى.

2- کلياتى پيرامون عبادات اسلامى، شهيد سيد محمدباقر صدر.

3- اسرار عبادات، آيه الله جوادى آملى.

تهیه و تنظیم: حسین عسکری


Developer & Designer: Morteza Yazdani © 2007-2008, All Rights Reserved - Edalatian.ir/net/org