صفحه اصلي | تماس باما | مدير سايت | نظرات | ورود | عضويت
امام علی علیه السلام فرمودند: پيامبر خدا در دهه آخر ماه رمضان ، بستر خود را جمع مى كرد و كمرش را مى بست

معرفي





اشعاری درباره امام زمان ارواحنا فداه

انتظار

 

اي آنکه در نگاهت حجمي زنور داري
کي از مسير کوچه قصد عبور داري؟

چشم انتظار ماندم، تا بر شبم بتابي
اي آنکه در حجابت درياي نور داري

من غرق در گناهم، کي مي کني نگاهم؟
برعکس چشمهايم چشمي صبور داري

از پرده ها برون شد، سوز نهاني ما
کوک است ساز دلها، کي ميل شور داري؟

در خواب ديده بودم، يک شب فروغ رويت
کي در سراي چشمم، قصد ظهور داري؟

 

-------------------------------------------------

 

امسال هم گذشت

 

امسال هم گذشت و دلي شعله ور نشد
چشمي براي غربت آيينه تر نشد

باران به چشم مردم ما محترم نبود
گل در ميان کوچه ما معتبر نشد

امسال هم شبيه همان سال هاي پيش
يک شاخه شوق در دل من بارور نشد

مهتاب هر شب از سر اين قريه مي گذشت
از اين همه ستاره کسي با خبر نشد

پايان نداشت فاصله ما و آسمان
اين راه باز يک دو قدم بيشتر نشد

امسال نيز عاشقي انگار کفر بود
دردي درون سينه کس منتشر نشد

من ماندم و روايت تاريک اين غزل
خورشيد روي دفتر من جلوه گر نشد

 

-----------------------------------------------

 

به ناگهانی یک لحظه! 

 

اگر چه روز من و روزگار مي گذرد
دلم خوش است که با ياد يار مي گذرد

چقدر خاطره انگيز و شاد و رويايي است
قطار عمر که در انتظار مي گذرد

به ناگهانيِ يک لحظه عبور سپيد
خيال مي کنم آن تک سوار مي گذرد

کسي که آمدني بود و هست، مي آيد
بدين اميد، زمستان، بهار، مي گذرد

نشسته ايم به راهي که از بهشت اميد
نسيم رحمت پروردگار مي گذرد

به شوق زنده شدن، عاشقانه مي ميرم
دو باره زيستنم زين قرار مي گذرد

همان حکايت خضر است و چشمه ظلمات
شبي که از بَرِ شب زنده دار مي گذرد

شبت هميشه شب قدر باد و، روزت خوش
که با تو روز من و روزگار مي گذرد

 

-----------------------------------------------------

 

یادگاری

 

از نو شکفت نرگس چشم انتظاري ام
گل کرد خار خار شب بي قراري ام

تا شد هزار پاره دل از يک نگاه تو
ديدم هزار چشم در آيينه کاري ام
 
گر من به شوق ديدنت از خويش مي روم
از خويش مي روم که تو با خود بياري ام

بود و نبود من همه از دست رفته است
باري مگر تو دست بر آري به ياري ام

کاري به کار غير ندارم که عاقبت
مرهم نهاد نام تو بر زخم کاري ام

تا ساحل نگاه تو چون موج بي قرار
با رود رو به سوي تو دارم که جاري ام

با ناخنم به سنگ نوشتم : بيا , بيا
زان پيشتر که پاک شود يادگاري ام

 

------------------------------------------------

 

شاید این جمعه بیاید...شاید


خبر آمد خبري در راه است
سرخوش آن دل که از آن آگاه است
شايد اين جمعه بيايد...شايد
پرده از چهره گشايد...شايد
دست افشان...پاي کوبان مي روم
بر در سلطان خوبان مي روم
مي روم بار دگر مستم کند
بي سر و بي پا و بي دستم کند
مي روم کز خويشتن بيرون شوم
در پي ليلا رخي مجنون شوم
هر که نشناسد امام خويش را
بر که بسپارد زمان خويش را
با همه لحظه خوش آواييم
در به در کوچه ي تنهاييم
اي دو سه تا کوچه ز ما دورتر
نغمه ي تو از همه پر شور تر
کاش که اين فاصله را کم کني
محنت اين قافله را کم کني
کاش که همسايه ي ما مي شدي
مايه ي آسايه ي ما مي شدي
هر که به ديدار تو نايل شود
يک شبه حلال مسائل شود
دوش مرا حال خوشي دست داد
سينه ي ما را عطشي دست داد
نام تو بردم لبم آتش گرفت
شعله به دامان سياوش گرفت
نام تو آرامه ي جان من است
نامه ي تو خط اوان من است
اي نگهت خاست گه آفتاب
در من ظلمت زده يک شب بتاب
پرده برانداز ز چشم ترم
تا بتوانم به رخت بنگرم
اي نفست يارومدد کار ما
کي و کجا وعده ي ديدار ما
دل مستمندم اي جان به لبت نياز دارد
به هواي ديدن تو هوس حجاز دارد
به مکه آمدم اي عشق تا تو را بينم
تويي که نقطه ي عطفي به اوج آيينم
کدام گوشه ي مشعر
کدام گوشه ي منا
به شوق وصل تو در انتظار بنشينم
اي زليخا دست از دامان يوسف بازکش
تاصبا پيراهنش را سوي کنعان آورد
ببوسم خاک پاک جمکران را
تجلي خانه ي پيغمبران را

شعر از : مرحوم آقاسی

------------------------------------------------

 

گلزار زندگی

 

دل را زبيخودى سر از خود رميدن است
جان را هواى از قفس تن پريدن است
از بيم مرگ نيست که سر داده‏ام فغان
بانگ جرس زشوق به منزل رسيدن است
دستم نمى‏رسد که دل از سينه برکنم
بارى علاج شوق، گريبان دريدن است
شامم سيه‏تر است زگيسوى سرکشت
خورشيد من برآى که وقت دميدن است
سوى تو اى خلاصه گلزار زندگى
مرغ نگه در آرزوى پر کشيدن است
بگرفته آب و رنگ زفيض حضور تو
هرگل در اين چمن که سزاوار ديدن است
با اهل درد شرح غم خود نمى‏کنم
تقدير قصه دل من ناشنيدن است
آن را که لب به جام هوس گشت آشنا
روزى «امين» سزا لب حسرت گزيدن است‏

شعر از : سید علی خامنه ای متخلص به ((امین))

 

-----------------------------------------------------

 

بی تو

 

صبح بي تو رنگ بعد از ظهر يک آدينه دارد


بي تو حتي مهرباني حالتي از کينه دارد


 

بي تو مي گويند تعطيل است کار عشقبازي


عشق اما کي خبر از شنبه و آدينه دارد


 

جغد بر ويرانه مي خواند به انکار تو


اماخاک اين ويرانه ها بويي از آن گنجينه دارد


 

خواستم از رنجش دوري بگويم يادم آمد


عشق با آزار خويشاوندي ديرينه دارد


 

روي آنم نيست تا در آرزو دستي برآرماي


خوش آن دستي که رنگ آبرو از پينه دارد


 

در هواي عاشقان پر مي کشد با بيقراري


آن کبوتر چاهي زخمي که او در سينه دارد


 

ناگهان قفل بزرگ تيرگي را مي گشايد


آنکه در دستش کليد شهر پر آيينه دارد

شعر از : قیصر امین پور

 

--------------------------------------------

 

تمام خوبیها

 

مصطفي سيرت علي فر فاطمه عصمت حسن خو

هم حسين قدرت علي زهد و محمد علم مه رو


 

شاه جعفر فيض و کاظم حلم و هشتم قبله گيسو


 هم تقي تقوا نقي بخشايش و هم عسکري مو


 

پادشاه عسکري طلعت نقي حشمت تقي فر


 بوالحسن فرمان و موسي قدرت و تقدير جعفر


 

علم باقر زهد سجاد و حسيني تاج و افسر


 مجتبي حلم و رضيه عفت و صولت چو حيدر


 

مهدي قائم که در وي جمع اوصاف شهان شد


 مصطفي اوصاف و مجلاي خداوند جهان شد 

شعر از: امام خمینی

----------------------------------------------------------------

چشم انتظار

اشكم شبيه خون جگر شد نيامدي

 گفتم غروب جمعه تو از راه مي رسي

عمرم در اين قرار به سر شد نيامدي

تا خواستم به جاده ي وصل تو رو كنم

غفلت مرا رفيق سفر شد نيامدي

در مسجديم وطاعت اين ماه شغل ماست

بي قبله هر نماز به سر شد نيامدي

اين نفس بد مرام مرا خوار و زار كرد

روز و شبم به لغو سپر شد نيامدي

رسوايي گداي تو از حد گذشته است

عمرم به هر گناه هدر شد نيامدي

از ما گناه سر زد و تو شاهدش شدي

ديدي دلم به راه دگر شد نيامدي

خسران زده كسي است كه از يار غافل است

بي تو دعا بدون اثر شد نيامدي

از ما كه منفعت نرسيده براي تو

هر چه ز ما رسيده ضرر شد نيامدي

گفتيم لا اقل سر افطار مي رسي

ديده به راه ماند و سحر شد نيامدي

شعر از احسان محسنی فر

--------------------------------------

اي مخزن سر كردگار ادركني

اي هم تو نهان هم آشكار ادركني

بگزيده براي خويش هركس ياري

اي در دو جهان مرا تو يار ادركني

---------------------------------------

برخيز كه حجت خدا مي آيد

رحمت زحريم كبريا مي آيد

از گلشن عسگري گذر كن كه سحر

بوي گل نرگس از فضا مي آيد

---------------------------------------------

باد هم کم نکند سوز دل صحرا را

قطره ای عشق به آتش بکشد دریا را

از غم عشق تو ای دوست ببین جان به لبم

فرصتی نیست دگر وعده مده فردا را

بچشان ذره ای از لعل لبت بر لب من

تا معلم بشوی بر دل من اسما را

چهره ی ماه تو را گر که نبینم کورم

ورنه بینا به کجا گم بکند پیدا را

یا که جانم بستان یا به وصالت برسان

اعتنایی بنما بیش مسوزان ما را

ساقی از فیض تو شد عالم امکان آباد

من خرابم چه کنم از می عشقت یارا

این عجب نیست که بی دیدن تو مجنونم

ذکر اوصاف تو مجنون بکند لیلا را

قطره ای اشک که از چشم خمارت آید

همچو آواز زند بر سر من دنیا را

این ترک خورده دلم ،وحشت این را دارد

که بمیرد و نبیند پسر زهرا را

سروده مهدی پناهی

-------------------------------------------------

نقش جمال

در دل خود كشيده ام نقش جمال يار را
پيشه خود نموده ام حالت انتظار را


ريخته دام ودانه شه از خط وخال خويشتن
صيد نموده مرغ دل برده از او قرار را

سوزم وسازم از غمش روز وشبان بخون دل
تا كه مگر ببينم آن طرّه مشكبار را

دولت وصل او اگر يكشبي آيدم بكف
شرح فراق كي توان داد يك از هزار را

چشم اميد دوختن درره وصل تابكي
برده شرار هجر او از كفم اختيار را

اي مه برج معدلت پرده زچهره برفكن
شوي زچشم عاشقان زآب كرم غبار را

سوختگان خويش را كن نظر عنايتي
مرهمي از كرم بنه اين دل داغدار را

حيران را ز جلوه اي از رخ خويش مات كن
تا رهد از خودي خود ترك كند دياررا

سروده حسین غلامی

------------------------------------------------------

دل شكسته

عمري به انتظار نشستم نيامدي

چشم از همه بغير تو بستم نيامدي

اي مايه اميد بشر، حضرت كرم

از هركسي بجز تو گسستم نيامدي

اي خضر راه گمشدگان در مسير عشق

چشم انتظار هرچه نشستم نيامدي

اي سرو سرفراز گلستان زندگي

ديدي مگر حقيرم و پستم نيامدي

گفتي دل شكسته بود جاي من فقط

اين دل به خاطر تو شكستم نيامدي

عمري در آرزوي تو آخر شد و هنوز

در آرزوي روي تو هستم نيامدي

مست گناه، مرد حقيقت نمي شود

ديدي هميشه غافل و مستم نيامدي

زندان تن كليد ندارد بغير مرگ

چون از رگ حيات نرستم نيامدي

سروده احسان محسني فر

------------------------------------------------

چشمم به انتظار تو تر شد نیامدی


Developer & Designer: Morteza Yazdani © 2007-2008, All Rights Reserved - Edalatian.ir/net/org